تراز

باید در تراز انقلاب بود

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تراز» ثبت شده است

یاور وبلاگی من

این شعر بسیار زیبا رو توی یکی از وبلاگای دوستان دیدم که برنده مسابقه وبلاگی شده بودن، پیش خودم گفتم نامردیه برا شما بازنشرش ندم .


یاور وبلاگی من / با من و همراه منی
پیرو خط رهبری/ تو یار آگاه منی

فضای سایبری ما / هرزه تموم قلماش
خوب اگه خوب بد اگه بد/ مرده دلای بلاگاش

هک نشه سایت من و تو / لینک دلت رو خوب بپا!
تو جنگ نرم سایبری / تنها نشه یه وقت آقا

یاور وبلاگی من / لایکر پست های منی
فیدخوان تو جای منه / هم صدا هم پای منی

قلم، توی دستای توء / جهان به زیر قدمات
بصیرت و مقاومت / دو بال پروازه برات

با من و تو باید بشه / فضای وب جای خدا
راهی بشه تا برسیم / به عرش اعلای خدا

یاور وبلاگی من / با من و همراه منی
پیرو خط رهبری/ تو یار آگاه منی


منبع : سوزستان

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تراز قلم

مسابقه وبلاگی” وحدت روی میز است “

دوستان عزیز این یه مسابقه به ممناسبت هفته وحدت هست. برای اطلاع رسانی بیشتر باز نشر کردم که احیانا تا حالا به چشمتون نخورده ، تا وقت دره شرکت کنید.

vahdat33(1)

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
تراز قلم

رئیس الازهر شیعه را باعث افتخار اسلام می داند

مصاحبه دکتر احمد طیب ((((((((رئیس الازهر)))))))))))درباره شیعه و سنی در شبکه نیل مصر که بسیار جالبه...
- خبرنگاری سوال کرد آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟

شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، ۵۰ سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.

- خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟

شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.

- خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.

شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.

- خبرنگار گفت: می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.

شیخ طیب پاسخ داد: این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.

- خبرنگار گفت: ۲۳ روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.

شیخ گفت: برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.

- خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟

شیخ پاسخ داد: این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.

- خبرنگار گفت من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟

شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟

قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.

- خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند آن هم اینکه می گویند امام زمانشان از ۱۰۰۰ سال پیش هنوز زنده است.

شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .

- خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک ۸ ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک ۸ ساله امام شده است.

شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود اینکه یک کودک ۸ ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.

* دکتر محمدحسن شجاعی فرد : این مناظره برای من بسیار جالب بود و تلاش کردم تا با شیخ طیب تماس برقرار کرده و از او تشکر کنم. در تماس تلفنی به او گفتم شما بهترین دفاع را از شیعیان کردید و اگر یک روحانی شیعه آنجا بود شاید اینگونه دفاع نمی کرد و حداقل ملاحظه هایی می کرد اما شما حتی اعتقاد به ابوبکر و عمر را هم از اسلام جدا کردید. که تشکر کرد.

* به احمد طیب گفتم خیلی جالب است، چرا شما اصلا وارد این بحث شده اید؟

شیخ طیب گفت: وقتی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شما اینطور محکم جلوی آمریکا ایستادگی کرد و توانست در بحث انرژی هسته ای آمریکا را به زانو درآورد، از این طرف هم سید حسن نصرالله و حزب الله هم جلوی رژیم صهیونیستی ایستادند و کمر اسرائیل را در جنگ ۳۳ روزه شکستند، من دیدم که این ها افتخار اسلام است و آمریکا و دوستانش می خواهند این ها را کار شیعه تندرو معرفی کنند و بگوید شیعه هم مسلمان نیست و رافضی است و این افتخار را از جهان اسلام دور کنند؛ بنابراین برای اینکه جوانان ما احساس غرور بکنند که این افتخارات متعلق به اسلام است، ۸ برنامه در تلویزیون برگزار کردم تا بگویم شیعه مسلمان است و شیعه با ما هیچ فرقی ندارد و مذهب پنجم اسلام است.

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
تراز قلم

کــُری خونی دربی + عکس جذاب

توجه                              پی نوشت مهم تر از متن می باشد                                توجه

6تایی

البته همه در جریان هستید که این فقط چندتا از .......... و فقط توی تاریخ دور و نزدیک و فعلا از یادآوری 6 تایی های میانه صرف نظر میکنیم

هه هه

خب جدا از کل با دوستان استقلالی ، اما واقعا امروز فک می کنم آمادگی تیمی شما بیشتر از پرسپولیس باشه

هر چند که هیچ وقت یه پرسپولیسی 6 آتیشه نبودم و شاید توی چند ساله گذشته جمعا 10 بازی کامل ازش ندیدم اما خب آروزم اینه که دو تیم خوب بازی کنن تا افرادی که برای این بازی وقت می ذارن، آخرش از این کارشون پشیمون نشن و در انتها پرسپولیس ببره D: ( چیه ؟! دوس دارم )

گذشته از شوخی دعا می کنم بعد از این بازی از دو باشگاه فرهنگی بزرگ ایران، شاهد ترقی فرهنگ باشیم، هرچند که آرزو بر جوانان ........

در کل به برنده نتیجه و اخلاق تبریک میگم


پی نوشت:

این حرف رو دوست ندارم بزنم اما اگر تعداد منتظران دربی بیشتر از مستمعین صدای «بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» بود، شاید این جمعه .......


مطالب مرتبط :

معنی انتظار این است؟؟؟

این حرف رو دوست ندارم بزنم اما اگار تعداد منتظران دربی بیشتر از مستمعین صدای «بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین»
۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
تراز قلم

پاسخ رهبری به غزل امام خمینی(ره)

غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با آغاز «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است


غزل امام خمینی(ره)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم 
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم 

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم 
همچو منصور خریدار سر دار شدم 

غم دلدار فکنده است به جانم، شرری 
که به جان آمدم و شهره بازار شدم 

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز 
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم 
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد 
از دم رند می آلوده مددکار شدم 

بگذارید که از بتکده یادی بکنم 
من که با دست بت میکده بیدار شدم 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
تراز قلم

تازه‌تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده

تازه‌تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده
شکوه سر کن در تن ما، تاب محجوری نمانده

پر گشاید شور و شیون از جگرها ای دریغ
دل به زخمی شعله‌ور شد، جان به عشقی مبتلا

بر نتابد سینه ما، داغ چندین ماجرا
تازه شد به هوای تو، دل تنگ ما، ای وای

تازه‌تر کن داغ ما را، شعله زد جانم، خدا
با تو هرگز برنگردد عهد و پیمانم

من زنده‌ام ای وطن در پناه تو
سر چه باشد، بر تن

جان چه باشد، بر کف،

تا سپارم در راه تو

من این آهنگ رو وقتی با صدای دلنشین سالار عقیلی گوش می دم واقعا حس می کنم خون تو رگهام با جون تازه تری می دوء

لینک دانلود در ادامه 

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
تراز قلم

دلایل برتری زنان مسلمان به حوری بهشتی

زنان

در روایتی آمده است که روزی ام سلمه، همسر پیامبر (ص) عرض کرد: یا رسول الله؛ اگر ما زنان دنیا وارد بهشت شویم، آیا بر حورالعین فضیلتی داریم؟

حضرت فرمودند: وَالذی نَفسی بِیده! اِنَ فَضل المَخدومِ عَلی الخادِم کَفضل القَمَر لَیلَة البَدر عَلی سائر الکَواکب؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست! حوریان بهشتی خادم شما زنان دنیا می باشند و فضیلت و برتری شما نسبت به آنان، مانند ماه است در شب چهارده بر سایر ستارگان، یعنی شما مانند ماه هستید و آنان همچون ستارگان، و در روایتی دیگر در باب برتری زنان دنیا بر حوریان آمده است، هنگامی که زنان بهشتی در مقابل حوریان قرار می گیرند،

دلایل برتری خود را این گونه می شمارند: ما نمازگزارانیم و شما نماز نخوانده اید؛ ما روزه گیرانیم و شما روزه نگرفته اید؛ ما وضو گرفتگانیم و شما وضو نگرفته اید؛ ما صدقه دهندگانیم و شما صدقه نداده اید؛ ما زحمت خانه داری و شوهرداری را تحمل کرده ایم و شما تحمل نکرده اید؛ ما بچه های خود را نُه ماه در شکم نگاه داری کرده ایم و شما چنین نکرده اید؛ و ما، درد تولد به دنیا آوردن فرزندمان را احساس کرده ایم و در آن لحظه مرگ خود را به چشم دیدیم، ولی شما احساس درد و ناراحتی نکرده اید،

و نقل شده است زنان دنیا در بهشت به قدری زیبایی پیدا می نمایند که حوریان بهشتی چون از برای خدمت گذاری آنان می آیند، با توجه به آن صورت زیبایی که دارند، از خجالت در پیش آنان سر بلند نمی کنند و از خجالت عرق از پیشانی آنان می ریزد،

و اگر زنان دنیا از بهشت توجهی به دنیا بنمایند، از نور صورت آنان، نور خورشید مضمحل و نابود می گردد و اگر آنان آب دهان خود را به دریاهای تلخ دنیا بیاندازند، تمام دریاها شیرین و گوارا می گردد.

آمال الواعظین، ج3: 263- 267

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تراز قلم

هشدار به محبین اهل بیت (ع)

دوستان هوشیار باشید
 گروهی تو این روزهای خاص می خواد به اسمهای مختلف جشن های رو برای بچه حزب اللهی ها تو سراسر کشور راه بندازه و با منتشر کردن تصاویرو ویدئو هایی از اون جشن ها و سوءاستفاده از این جشن ها در فضای رسانه ای و مجازی؛ این انسجام وحدتی که با عنایت امام زمان(عج) و خون شهدا و درایت رهبری به دست اومده رو نابود کنند.

عاجزانه ازتون می خوام که مراقب حرکات این گروه ها باشید و این مطلب رو به اطلاع همه دوستان و اطرافیانتون برسونید

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تراز قلم

چند رباعی به مناسبت نهم ربیع الاول

ربیع

هستیم به لطف آل احمد مدیون    لبریز طراوت است دشت و هامون

در روزنهم ز ماه پر فیض ربیع    رفته به جهنم ابن سعد ملعون

*************

ایام ربیع است مکرر صلوات   بر فاطمه و احمد و حیدر صلوات

نابودی وهابیت و آل سعود          بر مهدی و بر آل پیمبر صلوات
 

**************
 

یا رب برسان گل پسر زهرا(س) را      بشنو صلوات و ربنای ما را

ایام تبرّی است ، دیگر برسان      نابودی صهیونیست و آمریکا را
 

***************
 

در ماه ربیع لطف و صفا میخواهیم      بر درد دل خویش دوا میخواهیم

در جشن امامت عزیزش مهدی    از مادر او کرببلا میخواهیم
 

***************
 

از غربت اسلام کند دل فریاد      یا رب بنما امت احمد را شاد

لطفی که ز شرّ فتنه ی غرب شود   سوریه و بحرین و فلسطین آزاد

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تراز قلم

ماجرای ازدواج آقا مجتبی، پسر رهبری

« سال 77، خانمی به خانه ی ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود: دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه ی تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند که اگر امکان دارد ما بیاییم دختر خانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.
بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند که اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود.
بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آن ها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم این که اگر آن ها نپسندیدند، لطمه ای به دختر ما نخورد.
طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند.
چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است»
یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده ی آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم.خانم بنده پرسیده بودند که چطور تصمیمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه ی اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم.»


۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تراز قلم